جنس اول
کتاب جنس اول نوشتهٔ هلن فیشر و ترجمهٔ نغمه صفاریان پور است. نشر نو این کتاب را روانهٔ بازار کرده است؛ کتابی در باب تواناییهای زنان برای دگرگونی جهان.
کتاب و ادبیات- رمزگشانیوز؛ نویسنده پرسیده است که زنان و مردان از چه لحاظ با هم متفاوتند؟ دلیل بهوجودآمدن تفاوتهای میان این دو جنس چه بوده است؟ خصوصیات زنانه و منحصربهفرد زنان چگونه جهان را دگرگون خواهد کرد؟ کتاب جنس اول (تواناییهای زنان برای دگرگونی جهان) که ۱۱ فصل دارد، گفته است همچنان که زنان در سراسر جهان بیشتر و بیشتر وارد بازار کار میشوند، در بخشهای مختلف اجتماع قابلیتهای ذاتیشان را به کار میگیرند و بهطرزی چشمگیر و بنیادین بر جنبههای مختلف قرن ۲۱ از قبیل تجارت، مسائل جنسی و زندگی خانوادگی تأثیر میگذارند؛ حتی خواهند توانست در برخی از شاخههای اقتصادی به اقتداری کامل دست یابند و بهعنوان جنس اول وارد عمل شوند. چرا؟ نویسنده گفته است که روند کنونی تحولات ایجادشده در تجارت، ارتباطات، آموزش، حقوق، درمان، دولت، بخشهای غیرانتفاعی که مجموعاً تحتعنوان جامعهٔ مدنی شناخته میشود، نمایانگر این موضوع هستند که در آینده، جهان به قابلیتهای ذهنی زنان نیازمند است.
خواندن کتاب جنس اول را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران مطالعه درمورد تواناییهای زنان برای دگرگونی جهان پیشنهاد میکنیم.
درباره هلن فیشر
هلن فیشر در ۳۱ ماه می ۱۹۴۵ به دنیا آمد. او دانشمند، محقق در زمینهٔ انسانشناسی و نویسندهای آمریکایی است. عمدهٔ فعالیت فیشر در زمینهٔ رفتارشناسی انسان است. او محقق ارشد مؤسسهٔ کینزی در دانشگاه ایندیانا و عضو مرکز مطالعات تکاملی انسان در گروه انسانشناسی در دانشگاه راتگرز است. فیشر پیش از همکاری با دانشگاه راتگرز، پژوهشگر موزهٔ تاریخ طبیعی آمریکا در نیویورک بود. کتاب «چرا او؟» یکی از آثار مکتوب اوست.
بخشی از کتاب جنس اول
«به قول رالف والدو امرسون، «بهترین ثروت دنیا سلامتی است». در طول تاریخ به ثبت رسیده بشر، زنان بارها و بارها این هدیه مقدس را به بسیاری از دردمندان جهان هدیه کردهاند. طی قرنها زنان با جوشاندهها، معجونها، و ضمادهای خود و با کارهایی از قبیل جا انداختن استخوانها، ماساژ ماهیچهها، شستشوی زخمهای عمیق، تجویز داروهای محرک و آرامبخش، و دادن رژیمهای غذایی ـو کلا به مدد شناخت خود از دنیای طبیعی ـبه مداوای دوستان و خویشاوندان پرداختهاند.
طی سالهای بسیار، جامعه غربی این استعداد زنانه در درمان بیماریها را نادیده یا دستکم گرفته است. امّا امروزه زنان تقریبآ در تمام بخشهای خدمات درمانی رفتهرفته حضوری پررنگ و قدرتمند مییابند و با ورود خود به این عرصه، ویژگیهای ذاتی شگرفی را همراه میآورند؛ ویژگیهایی چون نشان دادن احساسات، همدردی، استعداد غریزی خوراک دادن و پروردن، و توانایی خاص و زنانهای که در به کار بردن ماهرانه اشیاء کوچکی چون چاقوی جراحی دارند.
در ارتباط با علم پزشکی گرایشاتی چند رواج یافته که سبب حضور و تأثیر پررنگتر زنان خواهد شد. بهتدریج بر تعداد بیمارانی که مشتاقند با تکنولوژی و دستگاههای پیچیده پزشکی تحت مداوا قرار نگیرند، افزوده میشود؛ آنها به دنبال شیوههای درمانی قدیمیی هستند که در آنها متخصصان با دلسوزی و مهربانی به حرف بیماران گوش میدهند ـیعنی همان نقطه قوتی که از ازل به زنان اعطا شده است. عده فزایندهای از مردم نیز خواهان آن هستند که از درمانهای سنتی تکمیلی و روشهای پزشکی پیشگیرانه و شیوههای دیگر درمانی برخوردار شوند ـیعنی شاخههایی از علم پزشکی که قرنها حیطه فعالیت زنان بوده است. علاوه بر این موارد، آن دسته از جمعیت کشور که بهتدریج پا به سن میگذارند، به گسترش خدمات درمانی گوناگون ـاز مراکز مددکاری برای کهنسالان بیمار گرفته تا مراکز درمانی خاص میانسالان نیازمندند. اینگونه خدمات درمانی به مهارت زنان در برخورد و ارتباط برقرار کردن با مردم و مداوای بالینی آنها نیازمند خواهد بود.
مردان در مشاغل مختلف درمانی، نقشی بیاندازه مهم و فعال داشتهاند و در آینده نیز همچنان این نقش را حفظ خواهند کرد. آنها برای درمان بیماریهای صعبالعلاج تجهیزات بسیار مهمی تدارک دیدهاند و در معالجه اینگونه بیماریها آنها را به کار میگیرند. بیمارستانهای زیادی را تأسیس و اداره کردهاند. و میلیونها تن از مردم جهان را از درد و عذاب طاقتفرسا رهانیدهاند.
امّا زنان در عصر حاضر نگرش و روشهای نوینی را با علم پزشکی درآمیختهاند. در مقایسه با مردان، زنان وقت بیشتری را با بیماران صرف میکنند. بیش از همکاران مردشان به کارهای گروهی تمایل نشان میدهند. احتمال بیشتری وجود دارد که در مراحل درمان، تمامی بیماری و حواشی مربوط به آن را مداوا کنند تا این که صرفآ در پی رفع علائم بیماری برآیند. و زنان بیش از مردان مایلند شیوه سنتی درمان را با دیگر روشهای درمانی یا معالجات «تکمیلی» درهم آمیزند.
در فصلی که پیش رو دارید به این موضوع میپردازم که تداوم ورود زنان به مشاغل پزشکی چگونه به شکلی بنیادین به برداشت غربی ما از درمان و مراحل درمان غنا خواهد بخشید».
خواندن کتاب جنس اول را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم
این کتاب را به دوستداران مطالعه درمورد تواناییهای زنان برای دگرگونی جهان پیشنهاد میکنیم.
درباره هلن فیشر
هلن فیشر در ۳۱ ماه می ۱۹۴۵ به دنیا آمد. او دانشمند، محقق در زمینهٔ انسانشناسی و نویسندهای آمریکایی است. عمدهٔ فعالیت فیشر در زمینهٔ رفتارشناسی انسان است. او محقق ارشد مؤسسهٔ کینزی در دانشگاه ایندیانا و عضو مرکز مطالعات تکاملی انسان در گروه انسانشناسی در دانشگاه راتگرز است. فیشر پیش از همکاری با دانشگاه راتگرز، پژوهشگر موزهٔ تاریخ طبیعی آمریکا در نیویورک بود. کتاب «چرا او؟» یکی از آثار مکتوب اوست.
بخشی از کتاب جنس اول
«به قول رالف والدو امرسون، «بهترین ثروت دنیا سلامتی است». در طول تاریخ به ثبت رسیده بشر، زنان بارها و بارها این هدیه مقدس را به بسیاری از دردمندان جهان هدیه کردهاند. طی قرنها زنان با جوشاندهها، معجونها، و ضمادهای خود و با کارهایی از قبیل جا انداختن استخوانها، ماساژ ماهیچهها، شستشوی زخمهای عمیق، تجویز داروهای محرک و آرامبخش، و دادن رژیمهای غذایی ـو کلا به مدد شناخت خود از دنیای طبیعی ـبه مداوای دوستان و خویشاوندان پرداختهاند.
طی سالهای بسیار، جامعه غربی این استعداد زنانه در درمان بیماریها را نادیده یا دستکم گرفته است. امّا امروزه زنان تقریبآ در تمام بخشهای خدمات درمانی رفتهرفته حضوری پررنگ و قدرتمند مییابند و با ورود خود به این عرصه، ویژگیهای ذاتی شگرفی را همراه میآورند؛ ویژگیهایی چون نشان دادن احساسات، همدردی، استعداد غریزی خوراک دادن و پروردن، و توانایی خاص و زنانهای که در به کار بردن ماهرانه اشیاء کوچکی چون چاقوی جراحی دارند.
در ارتباط با علم پزشکی گرایشاتی چند رواج یافته که سبب حضور و تأثیر پررنگتر زنان خواهد شد. بهتدریج بر تعداد بیمارانی که مشتاقند با تکنولوژی و دستگاههای پیچیده پزشکی تحت مداوا قرار نگیرند، افزوده میشود؛ آنها به دنبال شیوههای درمانی قدیمیی هستند که در آنها متخصصان با دلسوزی و مهربانی به حرف بیماران گوش میدهند ـیعنی همان نقطه قوتی که از ازل به زنان اعطا شده است. عده فزایندهای از مردم نیز خواهان آن هستند که از درمانهای سنتی تکمیلی و روشهای پزشکی پیشگیرانه و شیوههای دیگر درمانی برخوردار شوند ـیعنی شاخههایی از علم پزشکی که قرنها حیطه فعالیت زنان بوده است. علاوه بر این موارد، آن دسته از جمعیت کشور که بهتدریج پا به سن میگذارند، به گسترش خدمات درمانی گوناگون ـاز مراکز مددکاری برای کهنسالان بیمار گرفته تا مراکز درمانی خاص میانسالان نیازمندند. اینگونه خدمات درمانی به مهارت زنان در برخورد و ارتباط برقرار کردن با مردم و مداوای بالینی آنها نیازمند خواهد بود.
مردان در مشاغل مختلف درمانی، نقشی بیاندازه مهم و فعال داشتهاند و در آینده نیز همچنان این نقش را حفظ خواهند کرد. آنها برای درمان بیماریهای صعبالعلاج تجهیزات بسیار مهمی تدارک دیدهاند و در معالجه اینگونه بیماریها آنها را به کار میگیرند. بیمارستانهای زیادی را تأسیس و اداره کردهاند. و میلیونها تن از مردم جهان را از درد و عذاب طاقتفرسا رهانیدهاند.
امّا زنان در عصر حاضر نگرش و روشهای نوینی را با علم پزشکی درآمیختهاند. در مقایسه با مردان، زنان وقت بیشتری را با بیماران صرف میکنند. بیش از همکاران مردشان به کارهای گروهی تمایل نشان میدهند. احتمال بیشتری وجود دارد که در مراحل درمان، تمامی بیماری و حواشی مربوط به آن را مداوا کنند تا این که صرفآ در پی رفع علائم بیماری برآیند. و زنان بیش از مردان مایلند شیوه سنتی درمان را با دیگر روشهای درمانی یا معالجات «تکمیلی» درهم آمیزند.
در فصلی که پیش رو دارید به این موضوع میپردازم که تداوم ورود زنان به مشاغل پزشکی چگونه به شکلی بنیادین به برداشت غربی ما از درمان و مراحل درمان غنا خواهد بخشید».
لینک کوتاه
اخبار مرتبط
نظرات شما
0 نظر