چهارشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴

ریاست محترم...

جفرسون گرام در کتاب ریاست محترم به نامه‌های سهامداران برجسته‌ جهان نگاه می‌اندازد و به مدیران، سرمایه‌گذاران و فعالان عرصه‌ کسب‌وکار کمک می‌کند تا راه تحول‌آفرینی را دریابند و با الهام از نگاه افراد تأثیرگذار مسیر شکوفایی و موفقیت در کسب‌وکار را بهتر درک کنند. این کتاب به طور خاص بر موضوع کنشگری سهامداران و نقش آنان در حل بحران‌ها و پیشبرد اهداف شرکت تمرکز دارد.

کتاب و ادبیات- رمزگشانیوز؛ بدون تردید فعالان باهوش و کنجکاوِ عرصه‌ کسب‌وکار برای یک بار هم که شده از خود یا دیگران یک سؤال مهم و بنیادی پرسیده‌اند، اینکه بازار جهانی چگونه از ورطه‌ ناکارآمدی گذر کرد و به رشدی قابل توجه دست یافت؟ و مهم‌تر اینکه چطور می‌توان از آن مسیر به‌عنوان یک الگوی موفق بهره برد؟ جفرسون گرام (Jeff Gramm) در کتاب ریاست محترم! (Dear chairman : boardroom battles and the rise of shareholder activism) به شکل کامل و همه‌جانبه‌ای به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد.
او به مرورِ کشمکش‌هایی می‌پردازد که جلسات هیأت مدیره را به تلاطم انداخت و منجر به این اتفاق بزرگ شد که سهامداران بسیاری تصمیم گرفتند انفعال را کنار بگذارند و قدم به عرصه‌ مشارکت بگذارند. جفرسون گرام برای این کار به سراغ نامه‌هایی بسیار قدیمی و مهم می‌رود که صاحب‌نظرانی همچون وارن بافت، بنجامین گراهام، کارل آیکان، رابرت یانگ، کارلا شرر و... به نگارش درآورده‌اند تا به مخاطب کمک ‌کند از دل این نامه‌ها به رموز تحول دنیای سرمایه‌گذاری و کسب‌وکار پی ببرد.

نامه‌هایی که از تحول دنیای سرمایه‌گذاری پرده برمی‌دارند
از همان زمان که شرکت‌ها، سهامدار عمومی جذب کردند، اختلاف و تنش میان سرمایه‌گذاران، هیأت مدیره و مدیران اجرایی به جزء جدایی‌ناپذیر مسائل شرکت‌ها بدل شد. در دوره‌های مختلفی سهامداران، نارضایتی خود را بروز داده‌اند و امروز کنشگریِ سهامداران به اصلی مهم و خدشه‌ناپذیر بدل شده است. اما سهامدار کنشگر به چه معناست؟ سرمایه‌گذاری که با خرید بخش عمده‌ای از سهام شرکت، در تصمیم‌گیری‌های مرتبط با آینده‌ی شرکت وارد مشارکت می‌شود.
اما سؤال دیگری که پیش می‌آید این است که کدام افراد در ارتقاء نقش سهامداران نقش کلیدی داشتند؟ جفرسون گرام در کتاب ریاست محترم، باور دارد که برای پاسخگویی به این پرسش و درک افزایش نقش و تأثیر سهامداران لازم است به ابتدای مسیر نظر بیندازیم. برای همین به نامه‌هایی رجوع می‌کند که سرمایه‌گذاران برجسته به نگارش درآورده‌اند و از این طریق برای مداخله در مدیریت شرکت‌های سهامی عام کوشیده‌اند.
با اینکه این نامه‌ها، کتاب ریاست محترم را به اثری روایت‌محور بدل کرده‌اند اما درواقع با مرور این نامه‌نگاری‌ها می‌توان تاریخ کنشگری سهامداران در طی یک قرن گذشته را مرور کرد. بر این اساس، جفرسون گرام، هشت حرکت مداخله‌گرانه در این تاریخ کنشگری را انتخاب کرده است و از این رهگذر، تأثیرگذاری اعتراضات و نامه‌نگاری‌های کنشگران را بر شکل‌گیری تغییر رویه‌ شرکت‌ها و تحول دنیای کسب‌وکار به خوبی نشان می‌دهد.
ناگفته نماند که کتاب ریاست محترم: کشمکش در جلسات هیأت مدیره و ظهور کنشگری سهامداران، این اثر کاربردی در حوزه‌ کسب‌وکار، مدیریت و سرمایه‌گذاری با تلاش مطهره اسلامی به فارسی برگردانده شده و انتشارات بورس برای نشر آن کوشیده است.

کتاب ریاست محترم برای شما مناسب است اگر
•    به‌عنوان سهامدار در عرصه‌ سرمایه‌گذاری و کسب‌وکار فعالیت دارید.
•    به‌عنوان یک مدیر علاقه دارید با مباحث روز مالی و امور مدیریت سازمانی آشنا شوید.
•    به حوزه‌ سرمایه‌گذاری و کسب‌وکار علاقه دارید و می‌خواهید مسیر گذر از بازار ناکارآمد به بازار مؤثر را دریابید.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم
حدوداً همان زمان که خط آهن مرکزی نیویورکِ رابرت یانگ در سال 1957 مسیر رو به سقوط را آغاز کرد، وارن بافت جوان برای یکی از اعضای هیأت مدیره‌ شرکتی که در آن سرمایه‌گذاری کرده بود نامه‌ای ارسال کرد. او در نامه نوشت: «به این دلیل برای شما می‌نویسم که ظاهراً یکی از مدیرانِ بیگانه در املاک ملی بازرگانی هستید.» شاید حساسیت‌های من شصت ساله با بافت متفاوت باشد، اما برای من هم این جمله طعنه‌آمیز بود. کلمات بعدی او باعث تعجب شما نخواهد شد. «ناراحتم از اینکه...»
اگرچه بافت مانند وکالت‌بگیران در مقابل کنگره به شهادت نمی‌ایستاد، اما بی‌سروصدا استراتژی سرمایه‌گذاری مشابهی برای شرکتش در اوماها پیش گرفته بود. شرکت‌هایی را که قیمتشان پایین‌تر از ارزش ذاتی بود و معمولاً عملکردشان نیز متناسب با ظرفیت نبود می‌خرید و عضویت هیأت مدیره و حتی کنترل شرکت را درخواست می‌کرد. یکی از مشارکت‌های کلاسیک بافت در سرمایه‌گذاری در کارخانه‌ تولید آسیاب بادی دمپستر بود که در نبراسکا تجهیزات کشاورزی و آسیاب بادی تولید می‌کرد و در قرن نوزدهم تأسیس شده بود. بافت در این‌باره چنین می‌گوید: «وضعیت کیفی بد بود... اما اعداد و ارقام به شدت جذاب بودند».
دمپستر کارخانه‌ای بود که در صنعتی سخت مشغول به فعالیت بود. سودِ نامی می‌داد، اما با تخفیف بسیار زیادی نسبت به ارزش دفتری خود معامله می‌شد. بافت شرکت را در چند مرحله به قیمتی کمتر از نصف پول نقد، موجودی کالا و حساب‌های دریافتنی منهای تمام بدهی‌ها خرید. او ابتدا در سال 1956 سهام دمپستر را خرید، در سال 1958 عضو هیأت مدیره‌ی آن شد و بعد با خرید بیش از 50% سهام در سال 1961 کنترل شرکت را به دست گرفت.











 
لینک کوتاه
اخبار مرتبط
نظرات شما
0 نظر
ارسال نظرات