دوشنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴

روایتی از پروژه "قصه‌ صلح کودکان ایران"؛

صلح، نه به‌عنوان مفهوم؛ به‌عنوان تجربه کودکانه

نسترن کیوان‌پور: قصه از یک سؤال ساده شروع شد: "اگر صلح را قرار باشد از نو تعریف کنیم، چرا از زبان کودک‌ها شروع نکنیم؟"

فرهنگ و هنر- رمزگشانیوز؛ ایده «قصه‌های صلح کودکان ایران» همین‌جا شکل گرفت؛ طرحی که به موزه صلح تهران پیشنهاد شد و قرار نبود شبیه پروژه‌های معمول باشد. نه یک کتاب مناسبتی، نه یک کار نمایشی کوتاه‌مدت. قرار بود بچه‌ها، از استان‌های مختلف ایران، خودشان قصه‌گو باشند؛ با تکیه بر همان چیزهایی که هر استان را زنده نگه داشته: عناصر طبیعی، نشانه‌های فرهنگی، آیین‌ها، موجودات بومی و خاطره‌های جمعی.
در گفت‌وگوهایی که با رز انصاریون؛ ایده‌پرداز و مجری طرح داشتیم، یک نکته مدام تکرار می‌شد: "صلح، وقتی معنا پیدا می‌کند که کودک بتواند با جهان اطرافش رابطه بسازد."
برای رسیدن به این قصه‌ها، مسیر کوتاه انتخاب نشد. بچه‌ها قرار نبود صرفاً بنویسند. اول باید یاد می‌گرفتند فکر کنند، سؤال بپرسند، عنصر را بشناسند و بعد آن را به شخصیت تبدیل کنند. به همین خاطر، شرکت‌کننده‌ها در دوره‌های آنلاین رایگان شرکت کردند؛ چند جلسه فلسفه برای کودکان (فبک) با محور صلح، چند جلسه قصه‌نویسی، و چند جلسه تصویرسازی. مسیری تدریجی، نه فشرده و شتاب‌زده.
خروجی این مسیر، فقط یک قصه نیست. هر آنچه کودک تولید می‌کند؛ از متن تا تصویر، به تیم پروژه سپرده می‌شود و در کتاب نهایی جای می‌گیرد. کتابی که دو بخش دارد: بخش نخست، بخش شناخت و فعالیت نظری است؛ جایی که توضیح داده می‌شود هر عنصر از کجا آمده، چه ریشه‌ای در آن استان دارد و چرا انتخاب شده.. و بعد، قصه‌ها؛ روایت‌هایی که خواننده می‌فهمد این شخصیت‌ها تصادفی نیستند، بلکه از دل جغرافیا، فرهنگ و زیست‌بوم هر استان بیرون آمده‌اند.
 
قصه از کجا شروع شد؟
انصاریون با اشاره به اینکه تمام اعضای پروژه از جان و دل به صلح معتقدند می‌گوید: "این قصه، از دل یک جمع کوچک اما هم‌دل شروع شد؛ جمعی از آدم‌هایی که سال‌هاست دغدغه کودک و صلح را با خودشان حمل می‌کنند. پروژه نه با دستورالعمل اداری جلو می‌رود و نه با بودجه‌های سنگین؛ با مشارکت آدم‌هایی پیش می‌رود که هر کدام، تکه‌ای از این مسیر را بلدند. یکی در مطالعات نظری، یکی در رسانه، یکی در قصه‌نویسی، یکی در نشر و یکی در اجرا. موزه صلح کنار این مسیر ایستاده، نه به‌عنوان متولی، بلکه به‌عنوان همراهی معنوی که به قصه اعتماد کرده است."
به گفته مجری طرح، قصه از سی‌ویکم شهریور 1404؛ روز جهانی صلح کلید خورد؛ نه با عجله، نه با هیجان زودگذر. قرار شد یک سال کامل نفس بکشد، رشد کند، زمین بخورد، اصلاح شود و دوباره ادامه بدهد. مقصد روشن است: تا سی‌ویکم شهریور ۱۴۰۵، اولین کتاب منتشر شود؛ کتابی که قصه‌های حدود ده استان ایران را کنار هم می‌نشاند، قصه‌هایی که از دل طبیعت و فرهنگ هر منطقه بیرون آمده‌اند و با زبان کودک از صلح حرف می‌زنند.
 
تهران و البرز؛ اولین همراهان صلح
انصاریون توضیح می‌دهد که "در این مسیر، تهران و البرز زودتر از بقیه وارد میدان شدند. شخصیت‌ها آرام‌آرام شکل گرفتند، قصه‌ها جان گرفتند و حالا این دو استان، پیش‌قراول مسیری هستند که قرار است استان‌های دیگر هم یکی‌یکی به آن اضافه شوند. مسیری که عجله ندارد، اما جهت دارد؛ و بیشتر از آنکه به مقصد فکر کند، به خودِ راه وفادار مانده است."
در تهران، قصه از دل نشانه‌هایی شروع شد که برای همه آشناست؛ اما این‌بار نه به‌عنوان نمادهای تکرارشده، بلکه به‌عنوان شخصیت‌هایی زنده. «لاله قرمز» وارد قصه شد، «دده‌عروسک» نقش میانجی را گرفت و آیین «چهارشنبه‌سوری» از یک رسم قدیمی، تبدیل شد به موجودی روایت‌گر که صلح را به زبان خودش تعریف می‌کرد.
در البرز، فضا عوض شد. طبیعت جلو آمد و شهر کمی عقب نشست. «درخت هورس» ریشه دواند، «عقاب طلایی» از آسمان پایین آمد و زیست طبیعی استان شد محور قصه‌ها. این‌جا، صلح بیشتر شبیه همزیستی بود؛ تعادلی میان زمین، آسمان و انسان.
 
اصفهان؛ دارای نمادهای خاص برای صلح
قصه صلح، بعد از تهران و البرز، راهش را به اصفهان باز کرد؛ جایی که این‌بار فقط یک شخصیت متولد نشد، بلکه خودِ مکان هم نفس کشید. در روایت‌های کودکان اصفهانی، «غزال ایرانی» یا همان آهو، شخصیت اصلی قصه شد؛ موجودی ظریف و هوشیار که صلح را با احتیاط، ترس و امید با هم حمل می‌کند. اما آهو تنها نبود. زاینده‌رود، میدان نقش‌جهان و سی‌وسه‌پل، از قاب پس‌زمینه بیرون آمدند و به شخصیت‌هایی زنده بدل شدند؛ مکان‌هایی که حرف می‌زنند، حافظه دارند و بر رفتار آهو اثر می‌گذارند. در این قصه‌ها، صلح فقط میان آدم‌ها شکل نمی‌گیرد؛ میان جانور، شهر و خاطره‌های جمعی جریان پیدا می‌کند. هم‌زمان با تثبیت اصفهان، پروژه آماده ورود به فصل تازه‌ای شد؛ فصل آغاز مسیر در شیراز و سیستان‌وبلوچستان، استان‌هایی که هرکدام با اقلیم، زیست‌بوم و قصه‌های منحصربه‌فرد خود، قرار است روایت صلح را از زاویه‌ای دیگر ادامه بدهند.
 
 قصه صلح به استان‌های دیگر می‌رسد
رز انصاریون می‌گوید: "استان‌های دیگر هم آرام‌آرام در مسیر اضافه‌شدن به قطار صلح هستند؛ شیراز، سیستان و بلوچستان، بندرعباس، مازندران، کرمان، تبریز و... هرکدام با زمان‌بندی خودش، با بچه‌های خودش و با قصه‌ای که قرار نیست شبیه هیچ استان دیگری باشد. بعضی پیش از عید وارد مسیر می‌شوند، بعضی بعد از آن. این پروژه عجله‌ای برای شبیه‌سازی ندارد؛ هر استان باید قصه‌اش را از دل خودش بیرون بکشد."
"قصه‌های صلح کودکان ایران" قرار نیست نسخه بدهد یا جواب نهایی ارائه کند. این پروژه بیشتر شبیه یک دعوت است؛ دعوت به شنیدن. شنیدن ایران از زاویه‌ای که کمتر به آن گوش داده‌ایم: از نگاه کودک‌هایی که هنوز بلدند صلح را نه توضیح بدهند، نه تحلیل کنند؛ بلکه زندگی‌اش کنند.
 








 
گالری عکس
لینک کوتاه
اخبار مرتبط
نظرات شما
0 نظر
ارسال نظرات