کتاب چگونه بزرگتر فکر کنیم نوشته مارتین میدوز به یک سؤال اساسی پاسخ میدهد. چرا بعضی آدمها بزرگ فکر میکنند و دستاوردهای بزرگ میسازند، اما بعضی دیگر به حداقلها قانع میشوند؟ این کتاب نشان میدهد که بزرگ فکر کردن یک استعداد ذاتی نیست؛ بلکه مهارتی آموختنی است. سپس راهی عملی برای افزایش انگیزه، بالا بردن استانداردها و رسیدن به اهداف بزرگتر ارائه میدهد.
کتاب و ادبیات- رمزگشانیوز؛ در کتاب چگونه بزرگتر فکر کنیم (How to Think Bigger)، مارتین میدوز (Martin Meadows) با ترکیب تجربه شخصی، پژوهشهای علمی و مثالهای واقعی، ذهنیت افراد جاهطلب را بررسی میکند. او در این کتاب توضیح میدهد چه عواملی باعث میشود انسانها سقف آرزوهایشان را بالا ببرند، چگونه میتوان انگیزهی پایدار ایجاد کرد، چرا داشتن یک «چرای قوی» از پول و موقعیت مهمتر است و چگونه میتوان موانع ذهنی و خودتخریبی را کنترل کرد. همچنین مارتین میدوز مفاهیمی مانند مدیریت نیروی درونی، تمرکز عمیق و حتی «تنبلی استراتژیک» را بهعنوان ابزارهایی معرفی میکند تا بتوانید با تلاش هوشمندانهتر به نتایج بهتر دست یابید.
در مجموع، کتاب چگونه بزرگتر فکر کنیم کتابی الهامبخش و درعینحال کاربردی است که به خواننده کمک میکند دیدگاهش را نسبت به تواناییها، اهداف و محدودیتهای خودش تغییر دهد. این کتاب با چاپ انتشارات زمان تغییر و ترجمهی ساسان جعفرنیا و فرانک صالحی یادآوری میکند که رسیدن به موفقیتهای بزرگ، بیش از هر چیز، به عمیق و هوشمندانه فکر کردن ما بستگی دارد نه شرایط بیرونی.
در نکوداشت کتاب چگونه بزرگتر فکر کنیم
• این کتاب مختصر است، اما در عین حال سرشارست از توصیههای خلاقانه و مفید. از آنجایی که احساس میشود مارتین میدوز، نویسنده کتاب، مستقیماً با خواننده صحبت میکند، پذیرفتن اطلاعات آسان است؛ چرا که انگار شخصاً توسط مربیای راهنمایی میشویم که میخواهد هیجانات و تجربیات خود را صادقانه به اشتراک بگذارد تا برای رشد الهامبخش باشد. (کاربر آمازون)
کتاب چگونه بزرگتر فکر کنیم برای شما مناسب است اگر
• احساس میکنید توانایی و ظرفیت بیشتری برای رشد دارید، اما نمیدانید از کجا شروع کنید.
• دنبال توسعه فردی، موفقیت، افزایش انگیزه و هدفگذاری هستید.
• جاهطلبید و میخواهید نسخه قویتر و هدفمندتری از خود بسازید.
در بخشی از کتاب میخوانیم
مطالعات مختلف نشان میدهد که پول بهترین انگیزه نیست، به خصوص پس از سطح مشخصی از درآمد.
مقاله معروفی که توسط دانیل کانمن و انگوس دیتون نوشته شده است نشان میدهد که رفاه عاطفی تا زمانی که ما سالانه 75000 دلار درآمد داشته باشیم افزایش مییابد. فراتر از این تعداد، هیچ بهبود بیشتری در رضایت از زندگی وجود ندارد. ما میتوانیم به این نتیجه برسیم که گذشتن از سطح درآمد ۷۵۰۰۰ دلار در سال، پول (و چیزهایی که میتوان خرید) شما را به فکر بزرگتر ترغیب نمیکند، زیرا بر رفاه شما تأثیری نخواهد گذاشت.
تجزیه و تحلیل بیش از 200000 کارمند بخش دولتی ایالات متحده نشان میدهد که انگیزههای درونی (شور، چالش و غیره) سه برابر قویتر از انگیزههای بیرونی (مانند پول) هستند. به عبارت دیگر، افرادی که روی شغل خود تمرکز میکنند نسبت به افرادی که روی پولی که از آن به دست میآورند تمرکز میکنند، بیشتر با آن در ارتباط هستند (یعنی انگیزه بیشتری دارند).
مطالعه دیگری در مورد انگیزههای بیرونی و درونی نشان میدهد که انگیزه درونی در مقایسه با انگیزههای بیرونی منجر به عملکرد شغلی بهتر میشود. وقتی برای کاری که انجام میدهید دلیل عمیقتری جز پول وجود داشته باشد، بیشتر اهمیت میدهید و نتایج بهتری میگیرید.
وقتی بیش از حد روی خود پول تمرکز کنید، از شغلتان لذت کمتری خواهید برد، که بر رفاه شما تأثیر منفی خواهد گذاشت.
با این حال، مطالعهای که روی کارآفرینان انجام شد، نشان میدهد که این انگیزه کسب درآمد است و نه خود پول که بر رفاه ذهنی تأثیر منفی میگذارد.
وقتی مردم میخواهند پول در بیاورند، زیرا میخواهند از سایر افراد عقب نمانند، قدرت بیشتری داشته باشند، خودنمایی کنند، یا بر شک و تردید خود غلبه کنند، آن وقت است که رفاه آنها به طور منفی تحت تأثیر قرار میگیرد. اگر بخواهید برای کمک به والدینتان، مراقبت از خانوادهتان یا کمک به افراد نیازمند پول دربیاورید، بر رفاه شما تأثیر منفی نمیگذارد.
همه این تحقیقات به ما چه میگوید؟
اول و مهمتر از همه، اگر میخواهید برای تحقق بخشیدن به پتانسیل کامل خود انگیزه بیشتری داشته باشید، روی پول به عنوان تنها انگیزهتان تمرکز نکنید. دلیل عمیقتری پیدا کنید، انگیزه درونی شما.