کتاب فراغت: دستیابی به زندگی آسوده در دنیای پر از استرس نوشته جان فیچ و مکس فرنزل بر نقش مهم اوقات استراحت و عادتهای فرحبخش در بالا بردن بازده کاری و افزایش خلاقیت ذهنی تأکید میورزد.
کتاب و ادبیات- رمزگشانیوز؛ این کتاب موفقیت و خودسازی با آوردن مثالهای متعددی از زندگی هنرمندان، اندیشمندان و کارآفرینان موفق، به ما نشان میدهد که چگونه با خیالی آسوده، به فراغت بپردازیم و با این حال، خلاق و کارآمد نیز باقی بمانیم.
درباره کتاب فراغت: دستیابی به زندگی آسوده در دنیای پر از استرس
جان فیچ (John Fitch) و مکس فرنزل (Max Frenzel) در کتاب فراغت: دستیابی به زندگی آسوده در دنیای پر از استرس (Time off: a practical guide to building your rest ethic and finding success without the stress)، از آن دو سه ساعتهای کوتاهی میگویند که با دوستی عزیز مشغول گپوگفت صمیمانهای هستیم یا در آخر هفتهای، چندین ساعت بدون آنکه متوجه گذر زمان باشیم، در لذتی ناب غوطهوریم. او از خوانندهاش میخواهد آخرین دفعهای که این حسوحال را تجربه کرد به یاد آورد؛ آیا با حس آرامش همراه بود یا عذاب وجدان؟ حقیقتا ما چقدر به خودمان اجازهی فاصله گرفتن از مشغلهها را میدهیم؟
جان فیچ و مکس فرنزل در این کتاب راه و رسم زندگی، این مسئله را مطرح میکنند که اغلب افراد استراحت را نقطه مقابل کار میدانند؛ ما یا در حال استراحتیم یا در حال تولید و فعالیت هستیم. استراحت برایمان برابر است با تعطیلات آخر هفته یا عیدهایی که از روزها قبل، چشم انتظارش بودهایم. روزی تعطیل که با خیالی آسوده تا لنگ ظهر خوابیده و با چشمهایی پف کرده و تیشرتی چروکیده روی مبل لم دادهایم و مشغول تماشای تلویزیون هستیم.
کتاب فراغت: دستیابی به زندگی آسوده در دنیای پر از استرس درمورد تعطیلات و راهنمایی برای شیوه گذراندنشان نیست. این کتاب تمرینهایی را در بر دارد که ما را از آشفتگی و کار زیاد حفظ میکند؛ مجموعه تمرینهایی که سبب میشوند ما شادتر، پربارتر و با رضایت خاطر بالاتری زندگی کنیم.
از مشغله تا فراغت آگاهانه
جان فیچ و مکس فرنزل در کتاب فراغت: دستیابی به زندگی آسوده در دنیای پر از استرس با ارائه تمرینهای مفید و کاربردی، کمک میکنند تا موثرترین و خلاقانهترین نسخه خود را از دل روتین روزانه خود بیرون بکشیم. روتین روزانهای که با ساعات کاری زیاد و رفتوآمدهای تکراری و مداوم، نوعی بیحسی و کرختی در ما ایجاد کرده و شکلی از اتوماسیون ماشینی را بر ما غالب کرده است. وضعیتی که نویسندگان میخواهند ما را از آن برهانند.
با وضعیت کنونی دنیا و پیشرفت ماشینها و هوش مصنوعی، مردم بیشتر و بیشتر دانشورز میشوند و شغلها تخصصیتر میشوند؛ بنابراین هوش مصنوعی نقش فعالی در انجام بسیاری از فعالیتهای روزانه و کمتر تخصصی را میگیرد. به همین منظور لازم است افراد از خود این سوال را بپرسند که کدام بخش از کارشان با استفاده از تکنولوژی بهطور خودکار انجام میشود و کدام بخشش نیاز به خلاقیت دارد؟ این خلاقیت نامبرده، دقیقا آن چیزی است که عادتهای فرحبخش کتاب فراغت: دستیابی به زندگی آسوده در دنیای پر از استرس سعی دارد در ما تقویت کند و بازده و خروجی حرفهای ما را بالا ببرد. این کتاب توسط فاطمه ثابتی به فارسی ترجمه شده و نشر مون آن را به چاپ رسانده است.
کتاب فراغت: دستیابی به زندگی آسوده در دنیای پر از استرس برای شما مناسب است اگر
• موفقیت را دوست دارید اما از مشغله زیاد و نداشتن استراحت کافی فرسوده شدهاید.
• دوست دارید خلاقیت و بهرهوری حرفهای خود را بالا ببرید.
• میخواهید درخصوص عادتهای رفتاری کارآفرینان موفق دنیا بیشتر بدانید.
• به دنبال موفقیت و پیشرفت در کسبوکار خود هستید و گمان میکنید این امر فقط با کار زیاد، محقق میشود.
در بخشی از کتاب میخوانیم
پیوتر چایکوفسکی باور عمیق داشت که باید هر روز دقیق دو ساعت قدم بزند وگرنه «بدبیاریهای بزرگی» گریبانش را میگیرد. به کمک این پیادهرویها جسم و ذهنش را که خسته کار باکیفیت بودند آرام میکرد. معتقد بود: «اگر آن حالت ذهنی و روحی، که آن را الهام مینامیم، بیوقفه و طولانیمدت ادامه پیدا کند، هیچ هنرمندی از آن جان سالم به در نمیبرد.» آتش الهام چایکوفسکی آنچنان زبانه میکشید که اگر فراغت نمییافت، ممکن بود خودش را هم بسوزاند. درحالیکه امروز فرسودگی شغلی را بیشتر ناشی از استرس کارهای اداری میدانیم، چایکوفسکی میدانست آنهایی که علایق شخصی خود را دنبال میکنند نیز به همین سرنوشت دچار میشوند، اگر مواظب نباشند و آگاهانه زمانی را به استراحت اختصاص ندهند.
او همچنین بهخوبی آگاه بود حواسپرتی و افکار پراکنده، که برای بیشتر کارمندهای اداری مدرن آشناست، چه آسیبی به حالت غرقگی و تمرکز شدید میزند: «بسیار پیش میآید که در جریان این روند جادویی (غرقگی) وقفهای خارجی من را از خوابگردیام بیدار میکند: زنگ در، ورود پیشکارم، صدای ساعت و... بهراستی چنین وقفههایی وحشتناک هستند. گاهی رشته الهامم را مدتی طولانی قطع میکنند، تا جایی که مجبور میشوم دوباره دنبالش بگردم، که اغلب بیهوده است.» پیادهروی دوساعتهاش او را از این وقفهها دور میکرد. گرچه این روزها ورود پیشکار به احتمال زیاد چندان حواس کسی را پرت نمیکند، ولی مشکل اساسی همچنان بهاندازه دوران چایکوفسکی رایج است. شاید پیامی از طرف دوستی حواسمان را پرت کند، شاید هم همکاری ازهمهجا بیخبر به شانهمان بزند. خیلی وقتها توضیحش سخت است که «فقط پنج دقیقه» در واقع خیلی بیشتر از فقط پنج دقیقه وقتمان را تلف میکند. حتی وقفهای کوچک، اگر تمرکزمان را به هم بزند، میتواند ساعتها برایمان آب بخورد. بهراستی وحشتناک است...