کتاب چگونه از پس خود برآییم نوشته جنت رینواتر تلاش دارد تا مرز بین درمان حرفهای و مسئولیت فردی را بازتعریف کند. این کتاب حوزه خودسازی، از همان ابتدا بر این نکته تاکید دارد که هر فردی در کنار مراجعه به متخصص، میبایست با یادگیری مهارتهایی بتواند پروسه خودشناسی و درمان را بهطور فعالانه و خارج از اتاق روانکاو نیز ادامه دهد.
کتاب و ادبیات- رمزگشانیوز؛ در کتاب چگونه از پس خود برآییم (You’re in Charge: A Guide to Becoming Your Own Therapist)، استرس و اضطراب بهعنوان پدیدهای چندبعدی بررسی میشود. جنت رینواتر (Janette Rainwater)، نویسنده کتاب نشان میدهد که فشار روانی فقط حاصل رویدادهای منفی نیست؛ تغییرات مثبت زندگی نیز، به علت نیاز به ایجاد سازگاری ذهن و بدن با موقعیت تازه، میتوانند فرد را تحت فشار قرار دهند. استفاده از جدولهای سنجش رویدادهای استرسزا، نه برای پیشبینی قطعی بیماری، بلکه برای آشکارسازی عینی بار روانی پنهانی است که افراد بهطور مداوم تجربه میکنند و از آن غافلند.
خواننده کتاب چگونه از پس خود برآییم، یاد میگیرد بهجای گرفتار شدن در فاجعهسازی ذهنی و نشخوار مداوم، واکنشهای خودکار بدن را ببیند، آنها را نامگذاری کند و با ابزارهایی ساده مانند تنفس منظم، از چرخهی هشدار دائمی خارج شود.
خوددرمانی، مسئولیت هر فرد
یکی از نقاط قوت کتاب چگونه از پس خود برآییم، پیوند دادن تجربههای ذهنی با واکنشهای جسمی است. جنت رینواتر توضیح میدهد چگونه افکار تکرارشونده، اضطراب مزمن و احساس درماندگی میتواند دستگاه عصبی را در وضعیت آمادهباش نگه دارد و به فرسودگی منجر شود. در مقابل، تمرینهای مدیتیشن، تنفس کنترلشده و گفتوگوهای هدایتشده با خود، بهعنوان ابزارهای عملی برای بازگرداندن حس کنترل معرفی میشوند. نویسنده با روایت تجربههای بالینی و نمونههای واقعی، نشان میدهد تغییر نگرش و شیوهی مواجهه با بیماری یا بحران، میتواند کیفیت زیستن را دگرگون کند.
در ادامهی این کتاب خودسازی، بهطور جدی به الگوهای شخصیتی و رفتاری نیز پرداخته میشود؛ بهویژه تیپهایی که ارزش خود را با عدد، سرعت، بهرهوری و رقابت تعریف میکنند. بررسی خشم فروخورده، عجلهی بیمارگونه و اضطراب زمان، در تیپ شخصیتی A نشان میدهد چگونه این الگوها میتوانند به استرس مزمن و آسیبهای جسمی و رابطهای منجر شوند. تمرینهای خلاقانهای مانند گفتوگو با زمان به خواننده کمک میکند نگرش پنهان خود به زمان را کشف کند و تاثیر آن را بر تصمیمها و سبک زندگی ببیند.
در بخشهای انتهایی کتاب چگونه از پس خود برآییم، جنت رینواتر مبحث خودشناسی را وارد حوزههای درگیرکنندهتری مثل مرگ، ترس از فناپذیری و سوگ میکند. مرگ در این اثر نه تابوست و نه صرفا موضوعی فلسفی؛ بلکه عاملی تعیینکننده در معنابخشی به زندگی است. تمرینهای مواجههی نمادین با مرگ و اندوه، به خواننده کمک میکنند تصویرهای ناخودآگاه خود را بشناسد، با فقدان کنار بیاید و از انکار یا وحشت فاصله بگیرد.
جنت رینواتر بهطور کلی در این کتاب سعی کرده که فرایند خودشناسی و خوددرمانی را از جلسههای درمانی خارج کند و آن را با آوردن به زیست شخصی، به رخدادی روزمره و مسئولیت شخصی همگانی تبدیل کند. مسئولیتی که همه ما میبایست فعالانه در راستای انجام و تحققش روزانه بکوشیم و برای بهتر شدن سلامت روانمان، تلاش کنیم.
کتاب چگونه از پس خود برآییم توسط فاطمه زمانی به فارسی ترجمه شده و نشر هنوز آن را در ایران منتشر کرده است.
کتاب چگونه از پس خود برآییم برای شما مناسب است اگر
• به دنبال کتابی هستید که به شما در فرایند خودشناسی کمک کند.
• دوست دارید که بیرون از جلسههای درمانی نیز بتوانید با روشهایی دقیق، پروسه خوددرمانی را ادامه دهید.
• میخواهید با فرا گرفتن الگوها و تمرینهایی دقیق و آزمودهشده، شیوه زیستی و تفکر خود را در مسیری سازنده، اصلاح کنید.
در بخشی از کتاب میخوانیم
یادداشتهای روزانه برای من همان «جایی» است که همیشه میتوانم (مثل هر کس دیگری) به آن پناه ببرم تا کارهایی انجام دهم: به حل مسائل مختلف بپردازم، از احساس یا حال و هوای خاصی آگاه شوم و با خودم کلنجار بروم تا آن را شرح دهم، تجربهای خاص را که معنایی برایم داشته ثبت کنم و در نهایت تصمیمهایی بگیرم.
برای نوشتن این یادداشتها باید حداکثر صداقت را به خرج دهید تا بتوانید به نحو احسن از آن بهره ببرید. به همین دلیل پیشنهاد میکنم فقطوفقط برای خودتان بنویسید و اصلاً به این فکر نکنید که آن را به همسرتان، درمانگرتان یا هر کس دیگری نشان دهید. به محض اینکه به این فکر کنید که احتمالاً فرد دیگری نوشتههای شما را میخواند خیلی ماهرانه مسائل را میپیچانید و گزینشی مینویسید، با این هدف که خودتان را خوب جلوه دهید یا فرد دیگری را بد نشان دهید یا این که به دیگری بفهمانید چهقدر رنج کشیدهاید یا از این دست مسائل. با این حال اگر بعد از نوشتن مطلبی متوجه شدید دوست دارید آن را به شخص خاصی نشان دهید تا احساساتتان برایتان روشنتر شود، حتماً این کار را بکنید (اگر مطلب را برایش بخوانید چه بهتر). به هیچ عنوان مطالبتان را با این هدف ننویسید که دیگری آن را بخواند. اگر با کسی زندگی میکنید که دربارۀ شما کنجکاو است یا از آنچه در زندگیتان میگذرد احساس خطر میکند، یادداشتهایتان را در معرض دید قرار ندهید. اگر نوشتههایتان را در معرض دید او قرار دهید، در واقع دارید برای سرک کشیدن او دام پهن میکنید، شاید هم میخواهید از این طریق به نحو زیرکانهای چیزهایی را افشا کنید.
واژۀ «journal» در انگلیسی به معنای یادداشت روزانه است. اما اصلاً دلم نمیخواهد این کار به «تکلیف» دیگری برای شما تبدیل شود. دوست دارم یادداشتنویسی روزانه را پناهگاهی نزدیک و همیشگی بدانید برای نوشتن دربارۀ نیازها و خواستههایتان. گاهی هر روز بنویسید و گاهی هفتگی، یا هروقت که تحت فشار بودید.