ماری استل دوپون در کتاب رهایی از خود سمی، راهنمایی برای خودیاری و از بین بردن الگوهای ناسازگار درونی ارائه کرده است. او در ابتدا نشان میدهد که سرمنشا ویژگیهایی مانند کمالگرایی افراطی، خودسرزنشگری و احساس کمارزش بودن از کجاست و در ادامه مشخص میکند که میتوانیم با ایجاد تغییرات مثبت کوچک و خودمراقبتی، طرحوارههای منفی خود را پاکسازی کرده و از گسترش این آلودگیهای مسری جلوگیری کنیم.
کتاب و ادبیات- رمزگشانیوز؛ خیرخواهترین دوست و سرسختترین دشمنتان فقط یک نفر است: خودتان. ماری استل دوپون (Marie Estelle Dupont) در کتاب رهایی از خود سمی (Se Liberer de son moi Toxique) راهنمایی را برای خودسازی و تغییر دادن الگوهای منفی و ناسازگار در ذهن ارائه کرده است. از نظر او، خود سمی، آن بخش از روان ماست که با افکار بیسرانجام، تنبلی و قربانیپنداری میکوشد تا ما را از آنچه میتوانیم به آن تبدیل شویم، دور کند.
ماری استل دوپون عقیده دارد خود سمی، زمانی شکل میگیرد که باورهای خودآگاه و ناخودآگاه ما با یکدیگر در تناقض قرار بگیرند و ما را در منجلابی از کمالگرایی افراطی، خودانتقادگریهای غیرمنصفانه و نارضایتی دائمی فرو ببرند. اما چه زمانی این اتفاق میافتد؟ چگونه میتوان این چرخه مخرب را از بین برد؟
چرا خودتخریبی اتفاق میافتد؟
ماری استل دوپون برای روشن کردن این مسئله به دوران کودکی رجوع میکند. به زمانی که برخوردهای مراقبان ما، نحوه فکر کردن و درک کردن جهان را شکل دادند. او با استفاده از مثالهای فراوان و اشارهای به طرحوارهدرمانی، نشان میدهد که چطور حرفها و رفتارهای پدر و مادرمان، بذر افکاری را در اعماق وجودمان کاشته که حتی از وجودش بیخبریم.
نویسنده در کتاب رهایی از خود سمی اینطور بیان میکند که سرمنشأ بسیاری از افکار سمی ما، تاثیرات منفی گذشتهای است که به زمان حال تسری پیدا میکند. گاهی نبود مراقبت لازم از سوی والدین، در بزرگسالی خودش را به شکل شرمساری از خود و خودسرزنشی نشان میدهد و فرد را سالها با عذابی بیهوده تنها میگذارد.
ماری استل دوپون در جایگاه یک رواندرمانگر، خودش نیز با این مشکلات دست به گریبان بوده است و در جایجای کتاب به تجربههای شخصی خود و مراجعانش ارجاع میدهد. همین زبان همدلانه و صمیمی باعث میشود تا کودک آزرده درونمان، کمکم به خود بالغمان اعتماد کند و اجازه دهد که به جای تخریب کردن خود، بزرگترین حامی خودمان باشیم.
کتاب خودیاری رهایی از خود سمی، ابزارهای زیادی را در اختیار خواننده قرار داده، تا بتواند ارتباط سالمتری با خودش برقرار کند. آموزش نحوهی مرزگذاری در روابط، تلاش برای خودشفقتورزی، انواع مدیتیشنها و تمرینات معنوی و اصلاح کردن تغذیه و سبک زندگی، همان تغییرهای بهظاهر کوچکی هستند که میتوانند تاثیرات قابلتوجهی بر جای بگذارند. استل دوپون همان دوستی است که ترسها را یکی یکی از کنار پایتان برمیدارد و کمک میکند که در مسیر پرپیچ و خم خودشناسی، به آرامش درونی دست پیدا کنید.
کتاب رهایی از خود سمی را کاظم زینالی ترجمه کرده و انتشارات لیوسا وظیفه چاپ و عرضه آن را برعهده داشته است.
کتاب رهایی از خود سمی برای شما مناسب است اگر
• دائما با نشخوار فکری، منفینگری و تخریب کردن خودتان دست به گریبان هستید و احساس فرسایش زیادی میکنید.
• احساس میکنید درگیریهایی که با خودتان دارید، اجازه ندادهاند آنطور که شایستهاش هستید، پیشرفت کنید.
• فکر میکنید پدر یا مادرتان ناخواسته گرههای روانی در ناخودآگاهتان به وجود آوردهاند و میخواهید آنها را باز کنید.
• به کتابهای راهنمای خودیاری، توسعه فردی و طرحوارهدرمانی علاقهمند هستید.
در بخشی از کتاب میخوانیم
آسیبها و ضربههای روحی صرفاً حاصل تنبیه بدنی، تجاوز جنسی یا تأثیرات پنهان و ناشناخته رفتارهای مخرب، منفی و تحقیرآمیز نیستند، بلکه گاهی امتناع آگاهانه یا ناآگاهانه والدین و اطرافیان از پذیرش و درک دردها و مشکلات کودک نیز موجب آسیبدیدن روان او میشوند. والدین سمی بهدلیل ناآگاهی از آثار رفتارهای مخرب خود، سمپراکنی خود را دوچندان میکنند. این وضعیت با یک «از کوره در رفتن» ساده والدین - که ممکن است در خاطره کودک حک شود - بهکلی متفاوت است یا مثلاً «روزی که بابا کنترلش را از دست داد و همه ما را بدون شام به رختخواب فرستاد» یا حتی یک کلمه آزاردهنده و یک سیلی که اثرش خیلی زود میرود؛ همه اینها جزئی از تنشهای اجتنابناپذیر زندگی همه ماست که ممکن است روزی به کلام از آنها یاد شود یا حتی مایه شوخی و طنز قرار گیرند.
زمانی پدر و مادر را سمی مینامیم که خشونت رفتاری و گفتاری، نگاهها و باید و نبایدهای افراطی توأم با بیتوجهی و «بیمحلی» آنها به کودک، بذر ناامنی عاطفی و نگرانی شدید ناشی از احتمال خرابکاری در هر کاری را در درون کودک میکارد؛ درست مانند سمومی که در وجود کودک پخش میشود و گاهی باعث اختلالات یادگیری، اغلب موجب اختلالات جسمی و همیشه موجد مشکلات عاطفی و ارتباطی میگردند. کودکانی که در یک چنین فضای مسمومی غوطهور بودهاند، با سرطان ترس و تصویری مرموز و ترسناک از دیگری بزرگ میشوند و در بزرگسالی میکوشند با رفتارهای اعتیادآور و کارکرد روانی مطلق یا به اصطلاح «همه یا هیچ» مشابه رفتارهای ناشی از اختلال «شخصیت مرزی» آثار آن را کمرنگ کنند.