printlogo


جان من دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد
جان من دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد
کد خبر: 15064
اولین بار در فردیس کرج شعری طوفانی از غلام‌عباس زرین کفش شنیدم. شاعری انرژیک، مثبت نگر، متواضع و بعضا منتقد اجتماعی سیاسی.
فرهنگ و هنر- رمزگشانیوز؛ در این مطلب به قلم رضا قاسم‌پور می‌خوانید: اصالتا از ترکان شهرستان شازند استان مرکزی است ولی از سال ۶۱ در بخش انبوه سازی مسکن در تهران کرج فعالیت چشمگیری داشته و عضو انجمن انبوه سازان البرز می‌باشد.
با اینکه کارش با آجر و میلگرد و سفت کاری است ولی به همان اندازه طبعی روان،ذوقی جوشان و لطیف در شعر و ادب فارسی دارد. وی علاوه بر زبان‌های فارسی و ترکی با گویش لری نیز آشناست.
چهار کتاب شعر مستقل در قالب مثنوی و غزل و شش کتاب مشترک محصول عرق روحی و شطحیات ذوقی زرین کفش می‌باشد.
آوای انتظار
در انتظار بهار
مجموعه شهر بهار
از مجموعه شعرهای این شاعر است.
علاوه بر آن مقالات سیاسی و اجتماعی زیادی از شاعر در روزنامه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

زرین کفش می‌گوید:
"از آنجائیکه پدر مرحومم علاقه زیادی به شعر خصوصا به اشعار سعدی و فردوسی داشتند از کودکی بنده رو تشویق به خواندن شاهنامه کردند و در دوره دبستان چندین بار شاهنامه را دوره کردم برای همسایه ها و فامیل در شب نشینی‌های زمستان.
پدرم شاعر نبود ولی اشعار خیلی از شعرا رو از حفظ می خواندند کلا کلامش شعر بود و پدرم مشوقم بودند
ابتدا با شعر آئینی شروع کردم بعد رو به غزل های عاشقانه و عارفانه آوردم
مسائل روز و داستان ها رو در قالب مثنوی سرودم.
و از آنجائی‌که اعتقاد دارم  شاعر رسالتی دارد و باید به رسالت شاعری جامه عمل بپوشاند.
سعی کردم زبان گویای مردم کشورم باشم و مشکلات‌شان را با زبان شعر که بازتاب قوی در جامعه دارد بیان کنم.
انجمن‌های ادبی نقش بسزایی در تقویت شعر فارسی دارند و با نقد اساتید اشعار قوی به جامعه ارائه می‌شود.
شعر بعنوان یکی از هنرهای هفتگانه در بیان مشکلات و احساسات و عواطف می‌تواند نقش بسزایی داشته باشد لذا گاهی یک بیت شعر ممکن است به اندازه یک کتاب در اذهان عمومی نقش داشته باشد در ادوار مختلف شعر فارسی راهگشای مسائل سیاسی و اجتماعی جوامع بشری بوده است.
بنده سعی کردم از اشعار شاعران بزرگی چون رودکی مولوی، سعدی و شهریار الگو بگیرم.
بنده اعتقادم بر این است شعر تاثیر بسزایی می‌تواند در ارتباطات انسانی و جوامع بشری داشته باشد و مسئولین امر شایسته است در تقویت انجمن‌های ادبی به لحاظ بالا بردن کیفیت شعر و ادبیات اهتمام ورزند.

زرین کفش دانشجوی ارشد مدیریت دولتی با گرایش منابع انسانی است.
ضمن آرزوی سلامتی برای این شاعر خوش ذوق و خوشرو در ادامه چند شعر از وی را به نظاره می‌نشینیم.


       جدایی

جان من، دیر امد ی ، تا عا قبت پاییز شد
درد هجران ، سیل شد از دیده ام ،لبریز شد

قطره قطره ،اشک چشمم مثل اشک داغ شمع
نم نمک از دیدگان ، بر گونه ا م سر ریز شد

تا که شد پنهان نمودم ، سوز عشقت را ولی
عا قبت این سوختن ، اوای روح انگیز شد
 
ترس ، از تاریکی و شب های ، هر دم انتظار
نا گهان شد عقده ای ، بر سینه ام اویز شد

«کاش میشدرفت و گم شد دردل شب های تار
یا بهاران را ، تنفس کرد و عطر امیز شد»

کوچه های شهر ،از این دیر امدن غمگین شدند
 از شمیم و عطر و بویت ، طاقتم ناچیز شد

هر کس امد ، زخم کاری زد دریغ از مرهمی
تا دلم ویرانه ای ، از حمله ی چنگیز شد

نیست دیگر طاقتی ،زین دیده بر در دوختن
از همین دیر امدن ، روزم چو رستاخیزشد
 
جان من دیر امدی ، افسوس دیگر دیر شد
شهریار از این جدایی ، شهره ی تبریز شد



   ایرانم

منم آن مردِ  دریا  دل  که  ایرانست  سامانم
نه از بیگانه میترسم، نه ترسی دارم از جانم

همان  خاک   گهرباری   که   گلزار   شهیدانم
هزاران شیرِ  مرد و شیر زن  دارم  به دامانم

برای   حفظِ   ایرانم   دلیر  و   مردِ   میدانم
گهی  در  آسمان  و   گَه  به   دریاها  نگهبانم

من آنم  که  نموده   فتح  آبادان  و خرمشهر
وفا  دارم  به عشقِ  میهنم  بر عهد و پیمانم

به پاکی چون سیاوش درنبردم رستمِ دَستان
منم اسطوره ی صد جنگِ رو در رو ، چمرانم

حراست گشته کارمن به دفعِ فتنه ی دشمن
به اَروند و ابو موسی خلیج فارس و عمانم

برای  کشتن   دشمن   بتازم   بر  تجاوز  گر
منم  آن رویگرزاده  همان یعقوبِ سیستانم 

مرا هرگز نترسانید ز شرق و غرب و تکفیری
منم  سرباز   جان  بر کف  سلیمانیِ  کرمانم

درونِ خاکِ دشمن میزنم پرچم  به جولانگه 
کویرِ  لوت  و  اَرژن  را  ،  پلنگِ  تیز  دندانم 

به  روز  رزم  با افراسیاب  و وِیسه ی پیران
که  یک  تن  نیستم  افزون  از  ذراتِ  بارانم

نترسم   از  سپاهِ   وحشیِ  چنگیزِ   ویرانگر 
بتازم بی سلاح بر قومِ  وحشی ، سربدارانم

زَنم   خود  را   به   موجِ   خون  چون بابک
منم همت منم صیاد  من  آن عباسِ  دورانم

به دانش  بوعلی سینا ز رویِ عشق مجنونم
حکیمِ  طوسم   و  عطار  و  خیامِ خراسانم

همه جایِ  وطن  ایران   پناهِ   میهنم  ایمان
تمامِ   هستی ام   باشد ، فدایِ خاکِ  ایرانم

منم زاگرس منم البرز  من آن کوهِ  دماوندم
اَرس جاری  به رگهایم  من اَروندِ خروشانم

منم آرش ، منم کاوه  ،  منم   عباسِ  بابایی
عقاب  تیز   پروازم  ،  من  از  نسلِ  دلیرانم

چو  حمزه  شیرِ صحرایِ نبرد  و اهل ایمانم 
که  نامم لرزه  اندازد  به میدان ، آبشناسانم

مرا  هرگز  نترسانید  از  مُردن  به راهِ عشق
شهادت بالِ  پروازیست  از  دنیای  ، زندانم



  فروردین

سوز و سرما رخت بر بست از زمین
روز و فصل و سال نو شد فرودین

شد بهاران شاد و خرم روزگار
غنچه ها بشکفت ، سر آمد انتظار

رخت نو پوشید بر تن کوهسار
 از حریرِ سبز و خوش نقش و نگار

بلبلان مستانه از عطرِ بهار
با صدای خوش میان لاله زار

سار و قمری و قناری نغمه خوان
رقص گلبرگی میان آسمان 

ابرها رقصان به هر سو با نسیم
نم نم باران به هر سو با شمیم

کودکان سرمست بازی های شاد
لَخت وافشان شاخساران دست باد

جویباران شد رها از کوهسار
گشت جاری رحمت پروردگار

نور و گرما شور بخشان بر زمین
قد بر آرد یاسِ نو با یاسمین

در میان باغ و گل ها در دمن
لاله خندان باز شد با نسترن

این نویدی بر گل و مرغ چمن
ماه قرآن در بهاران جان من

سینه ها را خالی از هر کین کنید 
هفت سینِ سفره را تزئین کنید 

ماه رحمت ماه دوری از عذاب
هر ثوابی را هزاران در جواب

سفره و سجاده با هم باز کن
یا علی گو عشق را آغاز کن



   حافظ ثانی

شهریارا کس ندانست عشقِ پنهانِ توکیست
مقصدِ عشقِ تمامِ شعرِ دیوانِ تو کیست

ای که با مرغ بهشتی گفته بودی رازِ دل
هُد هُدِ خوش خبرِ مُلک سلیمانِ تو کیست

دفتر شعر پری قصه ای از مهر و وفاست
ِشِکوه از جور فلک داری و جانانِ تو کیست

رنج تبریز و غم از غربت طهران داری  
خود طبیبِ دل بیماری و درمانِ تو کیست

گاه از کرب و بلا گفتی و از مهرِ علی( ع)
من ندانم تو بگو یوسفِ کنعانِ تو کیست

تو که در شعر و ادب مَسند والا داری
شهریار غزلم حکمتِ عرفانِ تو کیست

تو امیر غزلی کاخ تو از شعر و سخن
بگو ای حافظِ ثانی غمِ دورانِ تو کیست

شاعرِ افسانه ی شب،خود کنون افسانه ای
مالک مُلک سخن شرحِ گلستانِ تو کیست

اُولدی حیدر بابا شُهرت سَنه و کشوریمَه
اوکه داغدی مَنَ دِی علتِ هجرانِ توکیست

ترجمه بیت آخر
حیدر بابا (کوهی در آذربایجان) باعث 
شهرت تو و کشورم شد.
حیدر بابا که کوه هست علت هجران شعر 
شما چه کسی است ؟







 
لینک مطلب: http://ramzgoshanews.ir/News/item/15064